بازی جدید Castlevania 2 به صورت جاوا که توسط China Wireless Arts در 2 سایز 176x208 240x320 تولید و عرضه شده است .
ادامه مطلب
بازی فوق العاده زیبا و باکیفیت Shrek-PartyTM رو با دو ابعاد (176x220)_(240x320) براتون آماده کردم که امید وارم خوشتون بیاد و ازش لذت ببرین.

ادامه مطلب
بازی جدید و بسیار زیبای Tom-Clancys-H.A.W.X رو با دو ابعاد (176x220)-(240x320) با فرمت جاوا برای شما عزیزان آماده کده ام امیدوارم لذت ببرید.

ادامه مطلب
بازی جاوا Diamond Rush برای رزولوشن های 320×240 و 220×176 پیکسل این بازی با کیفیت بسیار خوبی که داره میتونه شما رو به خوبی سرگرم کنه و از بازی خسته نشین.

ادامه مطلب
بازی گیتار زنی۲۰۰۹به نام Guitar Hero World Tour 2009 با فرمت جاوا قابل نصب بر روی گوشی های دارای سایز تصویر ۲۴۰×۳۲۰ و ۱۷۶×۲۲۰ که در اختیار شما قرار گرفته است.

ادامه مطلب
یه گاز از دماغت میدی !؟
از عاشقانه های خرگوش و آدم برفی !!!
بی وفا دیگه دوستم نداری ... ؟ خیلی خب ، قلادتو باز می كنم بری !!!
اگه كوه باشی استواری اگه دریا باشی روانی اگه رود باشی بلندی
اگه آسمان باشی وسیعی اگه خورشید باشی پر حرارتی
اگه آدم باشی یه اس ام اس میفرستی !!!
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
آهنگ جدید و بسیار زیبای بابک جهانبخش به نام سخته . با 3 کیفیت

ادامه مطلب
لیگ قهرمانان آسیا - AFC_Champions_League :
دریافت :
Java - برنامه موبایل جاوا - نرم افزار موبایل جاوا - جاوا - برنامه رایگان موبایل جاوا
`
وقتی كبوتری شروع به معاشرت با كلاغها می كند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود.
دوست داشتن كسی كه لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است
( دكتر علی شریعتی(
************ ********* ******
دل های بزرگ و احساس های بلند،
عشق های زیبا و پرشكوه می آفرینند
) دكتر علی شریعتی(
************ ********* ******
اما چه رنجی است لذت ها را تنها
بردن و چه زشت است زیبایی ها را
تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده
ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت
تنها بودن سخت تر از كویر است
(دكتر علی شریعتی(
************ ********* ******
اكنون تو با مرگ رفته ای و من
اینجا تنها به این امید دم میزنم
كه با هر نفس گامی به تو نزدیك تر
میشوم . این زندگی من است (دكتر علی
شریعتی(
************ ********* ******
وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را
بستند.وقتی خواستم ستایش کنم،
گفتند خرافات است.وقتی خواستم
عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی
خواستم گریستن، گفتند دروغ
است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند
دیوانه است.دنیا را نگه دارید،
میخواهم پیاده شوم (دكتر علی
شریعتی(
************ ********* ******
اگر قادر نیستی خود را بالا ببری
همانند سیب باش تا با افتادنت
اندیشهای را بالا ببری (دكتر علی
شریعتی)
************ ********* ******
به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ
و عشق.آدم با غرور می تازد،با دروغ
می بازد و با عشق می میرد (دكتر علی
شریعتی)
كارل – 5 ساله: عشق موقعیه كه دختره عطر میزنه و پسره هم ادكلن میزنه و دوتایی میرن بیرون تا همدیگه و رو بو كنند.
كریستی – 6 ساله: عشق وقتیه كه شما برای غذا خوردن می رید بیرون، و بیشتر سیبزمینی سرخ كرده خودتون رو میدید به دوستتون بدون اینكه انتظار داشته باشید او كمی از غذایش رو به شما بده.
دنی – 7 ساله: عشق یعنی وقتی كه مامان من، برای بابام قهوه درست می كنه و قبل از اینكه بدتش به بابا، امتحانش می كنه تا مطمئن شه طعمش خوبه.
ربكا – 8 ساله: مادر بزرگم از وقتی پیر شده نمی تونه خم بشه و ناخن های پاش رو لاك بزنه، برای همین پدر بزرگم این كار رو براش انجام می ده، حتی حالا كه دستاش آرتروز گرفته. این عشقه!
تری – 4 ساله: عشق اون چیزیه كه وقتی خسته هستی لبخند رو به لبت میاره.
امیلی – 8 ساله: عشق وقتیه كه شما همش هم رو می بوسید و وقتی از بوسیدن خسته شدید، شروع به حرف زدن با هم می كنید. مامان و بابای من درست همینجوریند.
بابی – 7 ساله: عشق همون باز كردن كادو های كریسمسه كه یك لحظه دست نگه داری و فقط با دقت گوش كنی.
نیكا – 7 ساله: اگر می خواهی دوست داشتن رو بهتر یاد بگیری باید از دوستی كه بیشتر از همه ازش متنفری شروع كنی.
نوئل – 7 ساله: عشق اون موقعیه كه تو به یك پسره می گی از تی شرتش خوشت اومده بعد اون هر روز می پوشتش.
تامی – 6 ساله: عشق مثل یك پیرزن و یك پیرمرد كوچولو میمونه كه هنوز با هم دوست هستند حتی بعد از اینكه هم رو خیلی خوب می شناسند.
كلر – 6 ساله: مامانم بیشتر از هر كس دیگه ای من رو دوست داره. چون جز اون هیچكس شب من رو بوس نمی كنه تا من خوابم ببره.
الین - 5 ساله: عشق اون موقعیه كه مامان بهترین تیكه مرغ رو می ده به بابا.
كریس – 7 ساله: عشق اون موقعیه كه مامان بابا رو خندان می بینه و میگه هنوز هم از رابرت ردفورد خوشتیپ تری.
مری آن – 4 ساله: عشق اون موقعیه كه سگت می پره بغلت و لیست می زنه حتی اگه تمام روز تنهاش گذاشته باشی.
لورن – 4 ساله: خواهر بزرگترم من رو خیلی دوست داره چون لباس های قدیمش رو میده به من و برای خودش مجبوره بره بیرون و لباس های نو بگیره.
كارل – 7 ساله: وقتی شما كسی را دوست دارید موقع حركت از مژه هاتون ستاره های كوچولویی خارج می شه.
مارك - 6 ساله: دوست داشتن اون وقتی هست كه مامان صدای بابا رو موقع دستشویی می شنوه ولی به نظرش چندش آور نمیاد.

هنگامی که تصور می کردی حواسم پیش تو نیست، دیدم که نخستین نقاشی مرا روی یخچال چسباندی و تشویق شدم تا نقاشی دیگری بکشم. هنگامی که تصور می کردی حواسم پیش تو نیست، دیدم که به گربه ای آواره غذا دادی و با خود اندیشیدم مهربانی با حیوانات چقدر زیباست. هنگامی که تصور می کردی حواسم پیش تو نیست، دیدم که کیک مورد علاقه ام را صرفا به خاطر من درست کردی و دریافتم که چیزهای کوچک واقعا چیزهای خاصی هستند. هنگامی که تصور می کردی حواسم پیش تو نیست، نجوای دعاهایت را شنیدم و ایمان آوردم خدایی هست که می توانم همیشه با او صحبت کنم. هنگامی که تصور می کردی حواسم پیش تو نیست،بوسه ی شب بخیرت را روی پیشانیم احساس می کردم و دریافتم که دوستم داری. هنگامی که تصور می کردی حواسم پیش تو نیست، جاری شدن قطرات اشک از چشمانت را دیدم و فهمیدم که بعضی مواقع بعضی از چیزها انسان را ناراحت می کند و گریه کردن اشکالی ندارد. هنگامی که تصور می کردی حواسم پیش تو نیست، دیدم که دلواپس و نگران منی و کوشیدم تمامی آن چیزهایی باشم که می توانم. هنگامی که تصور می کردی حواسم پیش تو نیست، نگاهت کردم... تا از بابت همه ی آن چیزهایی تشکر کنم که به عینه دیدم، درست هنگامی که تصور می کردی حواسم پیش تو نیست
برای مادرم . . . که میدانم حواسم پیش تو نیست
این یک داستان واقعی است که در ژاپن اتفاق افتاده است.
شخصی دیوار خانه اش را برای نوسازی خراب می کرد.خانه های ژاپنی دارای فضایی خالی بین دیوارهای چوبی هستند. این شخص در حین خراب کردن دیوار در بین ان مارمولکی را دید که میخی از بیرون به پایش کوفته شده است.
دلش سوخت و یک لحظه کنجکاو شد. وقتی میخ را بررسی کرد تعجب کرد این میخ ده سال پیش هنگام ساختن خانه کوبیده شده بود!!!
چه اتفاقی افتاده؟
مارمولک ده سال در چنین موقعیتی زنده مونده !!! در یک قسمت تاریک بدون حرکت.
چنین چیزی امکان ندارد و غیر قابل تصور است.
متحیر از این مساله کارش را تعطیل و مارمولک را مشاهده کرد.
تو این مدت چکار می کرده ؟
چگونه و چی می خورده ؟
همان طور که به مارمولک نگاه می کرد یک دفعه مارمولکی دیگر با غذایی در دهانش ظاهر شد .!!!
مرد شدیدا منقلب شد.
ده سال مراقبت. چه عشقی ! چه عشق قشنگی!!!
اگر موجود به این کوچکی بتواند عشق به این بزرگی داشته باشد پس تصور کنید ما تا چه حدی می توانیم عاشق شویم اگر سعی کنی